2-2-1-11-راهکارهایی برای مقابله با موانع اجرای مدیریت استراتژیک26
2-2-1-12-چالش های اجرای مدیریت استراتژیک27
2-2-1-13-موانع و مشکلات طراحی برنامه های مدیریت استراتژیک29
2-2-1-14-ویژگی های اهداف مدیریت استراتژیک29
2-2-1-15-برنامه ‌ریزی استراتژیک، مدیریت استراتژیک30
2-2-1-16-پارادایم ‌های مؤثر در شکل‌ گیری مدیریت استراتژیک32
2-2-1-17-استراتژی سه جانبه، یک روش جدید برای تدوین استراتژی32
2-2-2-فناوری اطلاعات35
2-2-2-1-تاریخچه فناوری اطلاعات35
2-2-2-2-تعاریف فناوری اطلاعات35
2-2-2-3-سیستم های اطلاعاتی37
2-2-2-4-مدیریت فناوری های اطلاعات در سازمان38
2-2-2-5-کاربرد فناوری اطلاعات38
2-2-2-5-1-دولتهای الکترونیکی38
2-2-2-5-2-مزایای دولت الکترونیکی39
2-2-2-5-3-زمینه ‌های کاربرد دولت الکترونیکی39
2-2-2-6-شهرهای الکترونیکی40
2-2-2-7-آموزش الکترونیکی41
2-2-2-8-تجارت الکترونیکی42
2-2-2-9-تأثیرات فناوری اطلاعات بر زندگی43

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-2-2-10-کسب ‌و کار الکترونیکی44
2-2-2-11-تبادل الکترونیک داده‌ها45
2-2-2-12-تجارت الکترونیکی46
2-2-2-13-مزایای تجارت الکترونیکی47
2-2-2-14-مزایا فناوری اطلاعات برای سازمان‌ها47
2-2-2-15-مزایای فناوری اطلاعات برای مشتریان48
2-2-2-16-مزایای فناوری اطلاعات برای جامعه48
2-2-2-17-استاندارد داده در تجارت الکترونیکی49
2-2-2-16-تفاوت فناوری اطلاعات با فناوری اطلاعات و ارتباطات49
2-2-2-17-استراتژی های فن آوری اطلاعات برای توسعه53
2-2-1-19-سیستم های پشتیبانی مدیران ارشد54
2-2-1-20-سیستم های اطلاعات مدیریت55
2-2-1-21-سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری57
2-2-1-22-سیستم های خودکار کردن فعالیت های اداری و مدیریت استراتژیک60
2-2-1-23-کاربرد سیستم های فرآیند کار فعالیت های اداری60
2-2-1-24-سیستم های شبکه فعالیت های اداری62
2-3-پیشینه پژوهش63
2-3-1-پیشینه داخلی پژوهش63
2-3-2-پیشینه خارجی پژوهش65
2-4-جمع بندی67
فصل سوم: روش‌شناسی پژوهش67
3-1-مقدمه68
3-2-نوع روش پژوهش68
3-3-جامعه آماری68
3-4-حجم نمونه و شیوه نمونه‌گیری69
3-5-روش جمع‌آوری داده‌ها69
3-6-ابزار جمع ‌آوری داده‌ها69
3-6-1-پرسشنامه فناوری اطلاعات و ارتباطات69
3-6-2-پرسشنامه مدیریت استراتژیک70
3-7-روایی و پایایی ابزار پژوهش71
3-8-شیوه تحلیل داده‌ها72
3-9-جمع بندی73
فصل چهارم: یافته های پژوهش74
4-1-مقدمه75
4-2-آمار توصیفی75
4-2-1-آمار توصیفی متغیرهای جمعیت شناختی75
4-2-2-آزمون نرمال بودن داده ها77
4-3-آمار استنباطی78
4-3-1-مدل ساختاری78
4-3-2-آزمون فرضیه های پژوهش85
4-3-2-1-آزمون فرضیه اول85
4-3-2-2-آزمون فرضیه دوم86
4-3-2-3-آزمون فرضیه سوم86
4-3-2-4-آزمون فرضیه چهارم87
4-3-2-5-آزمون فرضیه پنجم88
4-3-2-6-آزمون فرضیه ششم89
4-3-2-7-آزمون فرضیه هفتم89
4-4-جمع بندی90
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها91
5-1- نتیجه گیری92
5-1-1-نتایج فرضیه اول92
5-1-2-نتایج فرضیه دوم93
5-1-3-نتایج فرضیه سوم94
5-1-4-نتایج فرضیه چهارم95
5-1-5-نتایج فرضیه پنجم96
5-1-6-نتایج فرضیه ششم97
5-1-7-نتایج فرضیه هفتم98
5-2-پیشنهادهای پژوهش99
5-2-1-پیشنهادهای کاربردی99
5-2-2-پیشنهادهای پژوهشی…………………………………………………………………………………………….100
5-3-محدودیت ها…………………………………………………………………………………………………………..100
-لیست منابع و مأخذ101
-منابع فارسی101
-منابع انگلیسی104
پیوست ها107
پیوست شماره 1-پرسشنامه فناوری اطلاعات و ارتباطات108
پیوست شماره2-پرسشنامه مدیریت استراتژیک111
پیوست شمار3-خروجی های نرم افزار……………………………………………………………………………….113
Abstract124
فهرست جداول
جدول 3-1-ابعاد (مؤلفه ها) پرسشنامه فناوری اطلاعات و ارتباطات70
جدول 3-2-آلفای کرونباخ پرسشنامه فناوری اطلاعات و ارتباطات71
جدول 3-3-آلفای کرونباخ پرسشنامه مدیریت استراتژیک72
جدول 4-1-توزیع فراوانی وضعیت تأهل پاسخگویان75
جدول 4-2-توزیع فراوانی تحصیلات پاسخگویان76
جدول 4-3-توزیع فراوانی سنوات خدمت در سازمان پاسخگویان76
جدول 4-4-توزیع فراوانی سن پاسخگویان76
جدول 4-5-آزمون نرمال بودن داده های پژوهش76
جدول 4-6-نام و نماد متغیرهای مدل ساختاری79
جدول 4-7-شاخص های نیکویی برازش مدل ساختاری (رگرسیونی) مبتنی بر فرضیه های پژوهش81
جدول 4-8-شاخص های نیکویی برازش مدل ساختاری با برآورد استاندارد (رگرسیونی) مبتنی بر فرضیه های پژوهش83
جدول 4-9-وزن رگرسیونی متغیرهای اثر گذار بر متغیرهای اثر پذیر84
جدول 4-10-مقایسه میانگین بهبود مدیریت استراتژیک دو گروه اداره امور مالیاتی و اداره مخابرات85
جدول 4-11-اثر رگرسیونی سیستم های اطلاعات مدیریت بر بهبود مدیریت استراتژیک…………..86
جدول 4-12-اثر رگرسیونی سیستم های پشتبانی تصمیم گیری بر بهبود مدیریت استراتژیک………86
جدول4-13-اثر رگرسیونی سیستم های خودکار کرن فعالیت های اداری بر بهبود مدیریت استراتژیک………………………………………………………………………………………………………………………..87
جدول4-14-اثر رگرسیونی سیستم های فرآیند کار بر بهبود مدیریت استراتژیک………………………88
جدول4-15-اثر رگرسیونی سیستم های شبکه بر بهبود مدیریت استراتژیک…………………………….89
جدول 4-16-مقایسه میانگین بهبود مدیریت استراتژیک دو گروه ……………………………………………90
فهرست اشکال
شکل 4-1-مدل رگرسیونی مبتنی بر فرضیه های پژوهش80
شکل 4-2-مدل ساختاری مبتنی بر فرضیه های پژوهش با برآورد استاندارد82
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر بهبود مدیریت استراتژیک در نهادهای اجرایی کشور(مطالعه تطبیقی: اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی شهر کرمانشاه) انجام شد. روش تحقیق توصیفی پیمایشی بود. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. در روش میدانی از پرسشنامه فناوری اطلاعات و ارتباطات زئو (2012) و پرسشنامه مدیریت استراتژیک کوهن (2014) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارشناسان اداره امور مالیاتی و اداره مخابرات شهر کرمانشاه بود که تعداد آنها 145 نفر بود. در این پژوهش به دلیل محدود بودن تعداد جامعه آماری کلیه افراد جامعه، به عنوان نمونه انتخاب می شوند. به عبارت دیگر نمونه گیری انجام نشده است و از تمام شماری استفاده شده است. داده ها با نرم افزار آماری Amos و Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش نشان داد که سیستم های پشتیبانی مدیریت ارشد، سیستم های اطلاعات مدیریت، سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری، سیستم های خودکار کردن فعالیت های اداری، سیستم های فرآیند کار و سیستم های شبکه بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین نتایج نشان داد، بین اداره امور مالیاتی و اداره مخابرات از لحاظ بهبود مدیریت استراتژیک تفاوت معناداری وجود دارد.
کلید واژه ها: پشتیبانی مدیریت ارشد، اطلاعات مدیریت، تصمیم گیری، خودکار کردن ، فرآیند کار، شبکه و مدیریت استراتژیک.
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1-مقدمه
کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان معاصر با سرعت فزاینده ای درحال گسترش است و همه ابعاد زندگی از جمله تعلیم و تربیت را در در شکل های متفاوت آن دچار دگرگون کرده است.توسعه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطات در برنامه های هر سازمانی، گامهای موثر و ماندگاری است که می تواند تحول کیفی اهداف،برنامه ها، روشها ، شیوه ها و در نتیجه اثر بخشی برنامه های سازمانی را به دنبال داشته باشد(کافی1، 2013).
فناوری اطلاعات و ارتباطات به معنی و مفهوم بسیار ساده یعنی علم استفاده از یک سری ابزار که این ابزار همان پردازش، نگهداری، جمع آوری، ذخیره، توزیع، انتقال، امنیت است که بر روی اطلاعات اعمال می شود (حسن زاده، 1386: 28). از آنجایی که برای کارکنان در سازمان های برقراری ارتباط با سایر کارکنان ، امری اجتناب ناپذیر است و تعامل رکن اصلی حیات جمعی غالب مساعی انسانها در جهت تسهیل و تسریع ابزارها، شرایط و زمینه های برقراری ارتباطات و مناسبات متقابل با یکدیگر است، پژوهش های بسیاری نشان داده است که استفاده و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث ایجاد تأثیراتی مثبت در مدیریت استراتژیک می شود (اعرابی و مورعی، 1382: 46). این در حالی است که مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می دهد که به شیوهای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیتهایش به گونه ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنشها، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد. از نظر تاریخی، منفعت اصلی مدیریت استراتژیک این بوده است که به سازمان کمک می کند از مجرای استفاده نمودن از روش منظم تر، معقولتر و منطقی تر راهها یا گزینه های استراتژیک را انتخاب نماید و بدین گونه استراتژیهای بهتری را تدوین نماید و زمانی که در فرآیند مدیریت استراتژیک، راهبردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات به کار رود، در مدیریت استراتژیک بهبود های قابل توجه ایجاد می شود(وچیو2، 2009).
سازمان هایی مانند مخابرات و سازمان امور مالیاتی برای پیش بردن اهداف سازمانی و توسعه و بهبود فرآیند های مدیریتی خود نیازمند به کارگیری فرآیندهایی همچون فناوری اطلاعات و ارتباطات هستند. چرا که روزانه نزدیک به چهارصد میلیون نفر در سراسر دنیا از فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده می کنند که یکی از کاربرد های اصلی فناوری اطلاعات، در سازمان ها از جمله سازمان های اجرایی این است که امکان برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران را از راه دور فراهم می کند و در نتیجه قادر خواهد بود بر مدیریت و راهبردهای استراتژیک تأثیرات مثبت بر جا بگذارد.

1-2-بیان مسأله
سرعت سرسام آور تغییرات دردنیای کنونی بدین معناست که روش های متداول مدیریت نمی توانند، مناسب تغییرات باشند. هنگامی که تغییرات جزیی بود می توانستیم از تجربه استفاده کنیم ولی هنگامی که تصمیمات جنبه استراتژیک دارند و نتایج بسیار عمده و غیر قابل برگشت هستند، نمی توان از تصمیم گیری های مبتنی بر قضاوتهای شهودی و تجربه مبتنی بر فلسفه های مدیریت استفاده کرد. بنابراین فرایند به کارگیری درست مدیریت استراتژیک تلاشی است، که تأثیراتی حیاتی بر کارکنان و در سطح سازمان خواهد داشت (کریستوفر3، 2013).
مدیریت استراتژیک ابزاری را برای بهبود موقعیت رقابتی سازمان و نیز بهبود کارایی و بهره وری و اثربخشی آن را فراهم می کند. ولی در این بین آنچه که در استراتژیک همواره محل چالش بوده است، تشخیص عوال اثر گذار بر مدیریت استراتژیک می باشد(ویلیام4، 2014). بارها به نقش و اهمیتی که فناوری اطلاعات و ارتباطات بر سازمان و مدیریت آن دارد، در پژوهش های مختلف اشاره شده است. فناوری اطلاعات و ارتباطات5 (ICT) در برگیرنده تمام فناوری‌های پیشرفته نحوه ارتباط و انتقال داده‌ها در سامانه‌های ارتباطی است. این سامانه می‌تواند یک شبکه مخابراتی، چندین کامپیوتر مرتبط با هم و متصل به شبکه مخابراتی، اینترنت و همچنین برنامه‌های استفاده شده در آنها باشد( لال6، 2013).
ICT یا فناوری ‌اطلاعات ‌وارتباطات ، بدون شک تحولات گسترده ای را در تمامی عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی بشریت به دنبال داشته و تأثیر آن بر جوامع بشری بگونه‌ای است که جهان امروز به سرعت در حال تبدیل شدن به یک جامعه اطلاعاتی است(لی و یوگش7،2013). جامعه ای که در آن دانایی و میزان دسترسی و استفاده مفید از دانش، دارای نقشی محوری و تعیین کننده است. گستردگی کاربرد و تأثیرات آن در ابعاد مختلف زندگی امروزی و آینده جوامع بشری به یکی از مهمترین مباحث روز جهان مبدل شده و توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود معطوف کرده است.فناوری اطلاعات و ارتباطات از تلفیق سه حوزه اطلاعات، رایانه و ارتباطات پدید آمده است( اولینر و دنیل8، 2014).
بخش رایانه به عنوان سخت افزار و تامین کننده تجهیزات و ادوات لازم، داده ها و اطلاعات به عنوان مواد اولیه در درون شبکه عمل می کنند و ارتباطات مخابراتی وظیفه برقراری ارتباط بین دو بخش بالا را برعهده دارد. فناوری اطلاعات و فناوری اطلاعات و ارتباطات دارای رابطه نزدیک و منطقی هستند. فناوری اطلاعات از هرکدام از سه بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات سهمی دارد. در حقیقت با اینکه فناوری اطلاعات و ارتباطات اعم از فناوری اطلاعات است ولی هیچ جزئی ازفناوری اطلاعات و ارتباطات را نمی توان یافت که فناوری اطلاعات در آن نقش نداشته باشد. زیرساخت اطلاعاتی به منزله فنداسیون زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، مطرح بوده که امکان ارائه سرویس ها و خدمات اطلاعاتی را با کیفت مطلوب ، فراهم می کند. بر همین اساس می توان فناوری اطلاعات و ارتباطات را مشتمل بر سه بخش اساسی زیرساخت اطلاعات ، فناوری های اطلاعات، کاربردهای اطلاعات در نظر گرفت (پائولا9،2014). سازمان ها و دستگاههای اجرایی کشور برای پیش برد اهداف سازمان، به استراتژی ها و روندی که منطبق با تغییرات محیطی باشد، نیازمندند و بنابراین آنچه که بتواند بر مدیریت استراتژ یک سازمان تأثیر بگذارد، از جمله فناوری اطلاعات و ارتباطات قابل اهمیت است. از این رو هدف پژوهش حاضر پاسخگویی به این سئوال است که تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات در بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور شامل اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی شهر کرمانشاه چگونه است؟
1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش
با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک می‌توان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بکارگیری برنامه‌ای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیشتر از گذشته ملموس می‌شود. این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک نیست(سرداری، 1392: 23). مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می‌دهد که به شیوه‌ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می‌شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت‌هایش به گونه‌ای درآید که اعمال نفوذ نماید و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد (عارفی، 1390: 23). از طرف دیگر، امروزه آنچه کشوری را در سطح اول و دوم و سوم قرار می دهد، میزان اطلاعاتی است که آن کشور تولید می کند و یا به کار می گیرد(منتظر، 1391: 86). ولف10(2011، 41) معتقد است که وظیفه اداره کنندگان نیروی انسانی است که در ایجاد سیستمی پرتوان، برای آموزش کارکنان و هماهنگ ساختن معلومات و آگاهی های آنان با آخرین پیشرفت های حرفه ای و تخصصی، اجتماعی و اداری همگام و هماهنگ شوند.
بنابراین توجه سازمان ها به آموزش در جامعه اطلاعاتی، به عنوان یک پشتوانه اصلی به حساب می آید که منابع انسانی را به مهارت های لازم در محیط کار آینده مجهز می کند. این مهارت ها درحال حاضر به عنوان سواد قرن دیجیتال شامل سواد تکنولوژیک و اطلاعاتی است که صلاحیت و رقابت در کاربرد فن اوری های ارتباطات و اطلاعات و همچنین توان یافتن ارزیابی و به کار بردن اطلاعات از طریق ICT را در بر می گیرد، بنابراین با توجه به اهمیت بسیار فناوری اطلاعات و ارتباطات بر جامعه و تأثیر بسیار آن بر زمینه های بسیار ، ضرورت انجام این پژوهش احساس می شود.همچنین با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بکارگیری مدیریت استراتژیک برای مواجهه با اینگونه مسائل و ارتقا بهره وری سازمان ها به خصوص در سازمان های اجرایی کشو، بیشتر از گذشته احساس می شود. از این رو پژوهش حاضر در پی آن است که با مشخص نمودن تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مدیریت استراتژیک و مولفه ها و ابعاد و شاخص های آن، بتواند در جهت حل مسائل سازمان ها و دستگاه های اجرایی کشور، گام موثری بردارد. از این رو باتوجه به مطالب بیان شده ضرورت پژوهش حاضر احساس می شود.
1-4-اهداف پژوهش
1-4-1-هدف اصلی
تعیین تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور
1-4-2-اهداف ویژه
1. تعیین تأثیر سیستم های پشتیبانی مدیریت ارشد بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور
2. تعیین تأثیر سیستم های اطلاعات مدیریت بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور
3. تعیین تأثیر سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور
4. تعیین تأثیر سیستم های خودکار کردن فعالیت های اداری بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور
5. تعیین تأثیر سیستم های فرآیند کار بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور
6. تعیین تأثیر سیستم های شبکه بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور
7. تعیین تفاوت بین اداره امور مالیاتی و اداره مخابرات از لحاظ بهبود مدیریت استراتژیک
1-4-3-هدف کاربردی
بهره وران این پژوهش می توانند شرکت ها و سازمان های اجرایی باشند. همچنین کلیه پژوهشگرانی که در آینده می خواهند در این حیطه مطالعه و پژوهش نمایند.
1-5-فرضیه های پژوهش
فرضیه اول: سیستم های پشتیبانی مدیریت ارشد بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور (اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی) تأثیر مثبت و معنادار دارد.
فرضیه دوم: سیستم های اطلاعات مدیریت بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور (اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی) تأثیر مثبت و معنادار دارد.
فرضیه سوم: سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور (اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی) تأثیر مثبت و معنادار دارد.
فرضیه چهارم: سیستم های خودکار کردن فعالیت های اداری بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور (اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی) تأثیر مثبت و معنادار دارد.
فرضیه پنجم: سیستم های فرآیند کار بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور (اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی) تأثیر مثبت و معنادار دارد.
فرضیه ششم: سیستم های شبکه بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور (اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی) تأثیر مثبت و معنادار دارد.
فرضیه هفتم: بین اداره امور مالیاتی و اداره مخابرات از لحاظ بهبود مدیریت استراتژیک تفاوت معناداری وجود دارد.
1-6-مدل مفهومی پژوهش
فناوری اطلاعات و ارتباطاتسیستم های پشتیبانی مدیریت ارشدسیستم های اطلاعات مدیریتسیستم های پشتیبانی تصمیم گیریسیستم های خودکار کردن فعالیت های اداریسیستم های فرایند کارسیستم های شبکه
منبع مدل مفهومی پژوهش: کوهن11(2014، 13)
در دنیای امروز، مدیریت خوب لزوماً به معنای مدیریت خوب استراتژی است. برخورداری از بینش استراتژیک در رویارویی با مقوله مدیریت و فراگیری آن که چگونه‌ می توان ابزار تجزیه و تحلیل استراتژیک را در تنظیم و بر اجرای استراتژی به کار گرفت، مدیران را با چشم اندازهای جدیدی برای رهبری سازمان‌های خود مواجه می سازد. مسایل مربوط به حرکات استراتژیک جدید و پیاده کردن صحیح آنها در داخل سازمان‌ها، اولویت های مهمی را در دستور کار مدیران به خود اختصاص می‌دهد. تجزیه و تحلیل استراتژیک رسمی و مرور سالانه استراتژی از جمله فعالیت‌های استاندارد در اغلب شرکت هایی است که مدیران حرفه ای آنها را اداره می کنند. در حال حاضر بخش چشمگیری از ادبیات نوین مدیریت را مفاهیم استراتژیک ، تفکر استراتژیک، روشهای تجزیه و تحلیل استراتژیک و دیگر مباحث مربوط به سازگار کردن عملیات داخلی موسسه با نیازمندی های استراتژیک، تشکیل می دهد. بنابراین به کارگیری راهکارهایی که بتواند مدیریت استراتژیک را بهبود بخشد، قابل اهمیت به نطر می رسد و در این پژوهش سعی بر بررسی تأثیراتی که فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مدیریت استراتژیک دارد، که همانگونه مدل نشان می دهد، فناوری اطلاعات و ارتباطات دارای 6 بعد است که تأثیرات هر کدام از این ابعاد به صورت جداگانه بر مدیریت استراتژیک لحاظ شده است.
1-7-قلمرو پژوهش
1-7-1-قلمرو زمانی پژوهش
قلمرو زمانی پژوهش پاییز سال 1394 بود.
1-7-2-قلمرو مکانی پژوهش
قلمرو مکانی پژوهش اداره مخابرات و امور مالیاتی شهر کرمانشاه بود.
1-7-3-قلمرو موضوعی پژوهش
این موضوع به بررسی تأثیر فناوری اطلاعات بر بهبود مدیریت استراتژیک در نهادهای اجرایی کشور می پردازد و از نوع موضوع های سازمانی بود.
1-8-تعریف متغیرها
1-8-1-تعاریف مفهومی متغیرها
1-8-1-1-مدیریت استراتژیک12
مدیریت استراتژیک عبارت است از برنامه و الگویی برای پاسخ گویی به تغیرات محیطی است. بنابراین استراتژی یاراهبرد نوعی برنامه است که برای نیل به مقاصد و اهداف اصلی و همسان شدن با تغییرات محیطی سازمان تدوین میشودو تعیین کننده نوع خدمات یا محصولاتی است که سازمان به جامعه عرضه میکند و الگوی نحوه پاسخگویی سازمان به محیط را شکل میدهد (سالمون13، 2014).
1-8-1-2-فناوری اطلاعات و ارتباطات14
فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT ) در برگیرنده تمام فناوری‌های پیشرفته نحوه ارتباط و انتقال داده‌ها
در سامانه‌های ارتباطی است. این سامانه می‌تواند یک شبکه مخابراتی، چندین کامپیوتر مرتبط با هم و متصل به شبکه مخابراتی، اینترنت و همچنین برنامه‌های استفاده شده در آنها باشد( لال، 2013). که شامل مولفه های زیر است:
1-8-1-2-1-سیستم های پشتیبانی مدیریت ارشد15
سیستم پشتیبانی مدیر ارشد سیستم های کامپیوتری هستند که متناسب با شیوه مدیریت و مسئولیتهای مدیران ارشد ایجاد شده اند و با تعبیه امکانات خاص این سیستمها نیازهای زیر را تامین می کنند:
به سرعت بتوانند موقعیت را درک کنند
کارهای تجاری سازمان را تسهیل نمایند
مطرح شدن چند مسئله همزمان
برای ایجاد برنامه کاری
برای حفظ دیدگاه از موسسه
برای حفظ چشم انداز در صنعت(حمدی، 1392: 41).
1-8-1-2-2-سیستم های اطلاعات مدیریت16
در واقع کاربرد تکنولوژی اطلاعات است در پشتیبانی از فعالیتهای تجاری, چرا که تجارت روز به روز متحول می‌گردد و در این میان همواره افرادی با قدرت تحلیل بالا و زاویه دید و پیشینه تجاری مورد نیاز هستند تا فرایندهای تجاری را بارورتر کنند (ظاهری، 1393: 29).
1-8-1-2-3-سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری17
سیستم پشتیبان تصمیم گیری، گونه‌ای از سیستم های اطلاعات سازمانی رایانه‌ای است که در تصمیم
گیری‌های نیازمند مدل‌سازی، فرمول‌بندی، محاسبه، مقایسه، انتخاب بهترین گزینه یا پیش‌بینی سناریوهای محتمل، به مدیریت کمک می‌کند. به بیان دیگر، سیستم پیشیبان تصمیم گیری مجموعه‌ای از برنامه‌ها و داده‌های مرتبط به هم می‌باشد که برای کمک به تحلیل و تصمیم‌گیری طراحی می‌شوند و سیستم پشتیبانی تصمیم به عنوان یک سیستم متکی بر رایانه به منظور استفاده توسط یک مدیر خاص یا گروهی از مدیران در هر سطح سازمانی برای اتخاذ تصمیم در فرآیند حل مسأله نیمه ساختاری تعریف می‌شود. این سیستم‌ها معمولاً منابع سازمانی را با قابلیت‌های رایانه‌ای ترکیب می‌کنند تا باعث ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری‌ها شوند. این سیستم‌ها، معمولاً برای حل مسایل نیمه ساخت‌یافته به کار می‌روند (محمدی، 1393: 94).
1-8-1-2-4-سیستم های خودکار فعالیت های اداری18
سیستم خودکار اداری یک سیستم اطلاعاتی مبتنی بر کامپیو‌تر است که وظیفه جمع‌آوری، ذخیره و توزیع مستندات، پیام‌های الکترونیک و سایر فرم‌های ارتباطات اداری را بین افراد، گروه‌های کاری و سازمان‌ها بر عهده دارد. بخش‌هایی از این سیستم‌ها عموما شامل نرم‌افزارهای پردازش کلمه، تصویر برداری مستندات، تقویم و غیره است (مولایی، 1391: 22).
1-8-1-2-5-فرآیند کار
در فناوری اطلاعات و ارتباطات قوی، فرآیند کار مشخص شده است و درطی آن برنامه ریزی، تصمیم گیری و بالانس بین بقیه قسمت های یک سازمان برقرار می شود، که به آن فرآیند کار می گویند(دراکر، 2014).
1-8-1-2-6-سیستم های شبکه19
هسته یک شبکه، سیستم عامل شبکه است. همانگونه که یک کامپیوتر بدون استفاده از سیستم عامل، قادر به انجام عملیات خود نخواهد بود ، یک شبکه نیز بدون وجود یک سیستم عامل شبکه ای، قادر به انجام عملیات و ارائه سرویس های مربوطه نخواهد بود. سیستم های عامل شبکه ای، سرویس ها و خدمات خاصی را در اختیار کامپیوترهای موجود در شبکه قرار خواهند داد (الوانی، 1389: 18).

1-8-2-تعاریف عملیاتی متغیرها
1-8-2-1-فناوری اطلاعات و ارتباطات
نمره ای است که بر اساس پاسخ گویی به سؤالات پرسشنامه ICT زئو (2012) به دست می آید.
1-8-2-1-1-سیستم های پشتیبانی مدیریت ارشد
نمره ای است که بر اساس پاسخ گویی به سؤالات 1تا 3 پرسشنامه ICT زئو (2012) به دست می آید.
1-8-2-1-2-سیستم های اطلاعات مدیریت
نمره ای است که بر اساس پاسخ گویی به سؤالات 4 تا 6 پرسشنامهICT زئو (2012) به دست می آید.
1-8-2-1-3-سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری
نمره ای است که بر اساس پاسخ گویی به سؤالات7 تا 9 پرسشنامه ICT زئو (2012) به دست می آید.
1-8-2-1-4-سیستم های خودکار فعالیت های اداری
نمره ای است که بر اساس پاسخ گویی به سؤالات 10 تا 12 پرسشنامه ICT زئو (2012) به دست می آید.
1-8-2-1-5-فرآیند کار
نمره ای است که بر اساس پاسخ گویی به سؤالات 13 تا 15 پرسشنامه ICT زئو (2012) به دست می آید.
1-8-2-1-6-سیستم های شبکه
نمره ای است که بر اساس پاسخ گویی به سؤالات 16 تا 18 پرسشنامه ICT زئو (2012) به دست می آید.
1-8-2-2-مدیریت استراتژیک
نمره ای است که پاسخگو بر اساس پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه مدیریت استراتژیک کوهن (2014)کسب می کند.
1-9-جمع بندی
در پژوهش حاضر ابتدا به بیان مقدمه، بیان مسأله و اهمیت و ضرورت پژوهش پرداخته شد و در ادامه به بیان متغیرهای پژوهش و تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها پرداخته و در نهایت به بیان قلمرو پژوهش پرداخته شد. درفصل بعدی به تشریح ادبیات نظری و پژوهشی متغیرهای پژوهش پرداخته خواهد شد.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1-مقدمه
فناوری اطلاعات و ارتباطات، زندگی ما و شیوه های برقراری ارتباط با دیگران را دگرگون کرده است. به طور اساسی، فناوری اطلاعات همه جنبه های جامعه انسانی را کم و بیش تغییر داده است‌. در سالهای اخیر، اهمیت اینترنت و فناوری اطلاعات، هم در فضای تجاری و هم در فضای خصوصی، به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است (‌به ویژه با افزایش کاربران اینترنتی و افزایش خدمات اینترنت). بدون شک، کارکنان سازمان و محیط کاریشان، از نظر طراحی شغل،‌ شرایط کار و بسیاری چیزهای دیگر تحت تأثیر اینترنت و فناوری اطلاعات قرار گرفته است. از آنجا که در محیط تجارت امروزی، افراد و دانش آنها به عنوان حیاتی‌ترین امور مالیاتی سازمان محسوب می شوند، ‌بدیهی است که هر شرکتی باید نسبت به آن با اطلاع و آماده پذیرش تغییرات جدید باشد‌. آگاهی و درک جهت گیریهای جدید، نه فقط برای متخصصان فناوری اطلاعات و ارتباطات لازم است، بلکه مدیران نیز می بایست از آنها باخبر باشند (باند و هینز20، 2013).
اما امروزه در سازمان های بزرگ رسالت استقرار، توسعه و نظارت بر این فناوری ها بر عهده واحدهای فناوری اطلاعات و ارتباطات می باشد. که بر حسب تنوع و حجم کار از متخصصین مختلفی تشکیل می شود، ولی به هر حال مدیریت فناوری اطلاعات در سازمان امری است که باید با نظارت مستقیم مدیر سازمان همراه باشد. تا هماهنگ و همسو با سایر برنامه ها و کارکردهای سازمان گام بردارد. از جمله مهمترین گام ها و برنامه ها در مدیریت و هدایت راهبردی فناوری اطلاعات در سازمان توجه به کاربران و افرادی است که باید از این فناوری استفاده کنند. چرا که امروزه فناوری اطلاعات تأثیراتی مثبتی نیز از خود به جا گذاشته است، یکی از این تأثیرات، بهبود مدیریت استراتژیک است. بنابراین این پژوهش نیز در پی بررسی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر بهبود مدیریت استراتژیک نهادهای اجرایی کشور (مطالعه موردی اداره مخابرات و اداره امور مالیاتی شهر کرمانشاه) است.
2-2-مبانی نظری
2-2-1-مدیریت استراتژیک
2-2-1-1-تاریخچه استراتژی
واژه استراتژی از واژه یونانی استراتژوس21 گرفته شده که به معنای “سالار سپاه” می‌باشد. سالانه هر یک از ده قبیله یونانی یک استراتژوس برمی گزیدند تا سپاهیانشان را هدایت نماید. بعدها وظایف وی به امور قضایی و مدنی نیز تعمیم داده شد. تاریخچه برنامه ریزی استراتژیک به امور نظامی برمی گردد. برابر تعریف لغت نامه وبستر “استراتژی، دانش برنامه ریزی و هدایت عملیات نظامی بزرگ در مقیاس کلان با هدف تشخیص و یافتن بهترین موقعیت پیش از درگیری واقعی با دشمن است (هارت22، 2013: 22).
برنامه ‌ریزی استراتژیک در سازمان‌ها در دهه ???? آغاز و در دهه‌های ?? و ?? به سرعت محبوبیت یافت و بسیاری از مدیران دریافتند که استراتژی، پاسخ بسیاری از مسائل است. در دهه ??، مدل‌های کیفی و کمّی استراتژی گسترش یافت. در آغاز دهه ?? میلادی، مدل ارزش سهام داران و مدل پورتر برای برنامه‌ریزی استراتژیک، استاندارد شناخته می‌شدند. نیمه دوم دهه ?? میلادی، آغاز پیدایش مدل‌های استراتژی معطوف به شایستگی محوری و تمرکز بر بازار بود. اواخر نیمه دوم دهه ?? و آغاز دهه ?? میلادی، شروع پیدایش مدل‌های نسل دوم برنامه‌ریزی استراتژیک بود که بیشتر بر اهمیت انطباق سازمان با تغییر، انعطاف‌پذیری، تفکر استراتژیک و یادگیری سازمانی تمرکز و تاکید داشتند (اسیون23، 2014: 52).
در دهه 1960 برخلاف دهه بعد از جنگ جهانی اول، تولیدات کشورهای صنعتی نمی‌توانست به فروش برسد. رشد اقتصادی کند شد و تغییرات و تحولات بسیاری در قیمتها، محصولات، فرایندها و شرایط سیاسی کشورها به وجود آمد. در این دوران سازمانهای عظیم صنعتی- تجاری پا به عرصه صنعت کشورها نهادند. وقوع چنین پیشامدهایی نقطه آغاز طرح برنامه‌ریزی استراتژیک بود(فریدمن24، 2013: 28). طی دهه‌های اخیر، با شدت گرفتن رقابت در بازارهای جهانی، بر اهمیت برنامه‌ریزی استراتژیک هر چه بیشتر افزوده شده است. در طی این دهه‌ها برنامه‌ریزی استراتژیک از سطح واحد به سطح بنگاه و در نهایت به مدیریت استراتژیک تکامل یافته است (لاورنس25، 2013: 58).
2-2-1-2-تعاریف مدیریت استراتژیک
فرهنگ لغات استراتژی یا راهبرد را علم و هنر به‌کارگیری نیروی بازوی جنگجو برای محافظت و نجات امکانات در یک جنگ تعریف میکند (لاورنس، 2013: 54). امروزه، راهبرد یا استراتژی عبارت است از برنامهای جامع، منسجم و کامل که برای تحقق اهداف اساسی سازمان تدوین میگردد. بنابراین استراتژی یا راهبرد نوعی برنامه است که برای نیل به مقاصد و اهداف اصلی سازمان تدوین میشود و تعیین کننده نوع خدمات یا محصولاتی است که سازمان به جامعه عرضه میکند و الگوی نحوه پاسخگویی سازمان به محیط را شکل میدهد (جنسن26، 2014: 44).
تفکر استراتژیک عبارتست از تحلیل فـرصت ها و مشکلات با نگـاهی وسیع و فهم تأثیر بالقوه ای که اعمال و اقدام ها می تواند بر یکدیگر داشته باشد. متفکران استراتژیک آنچه که می تواند باشد را به تصویر می کشند و نگاهی کل نگر، به چالش ها و موضوعات روزمره دارند. هنگامی که شما به صورت استراتژیک می اندیشید، شما نگاه تان را از کارهای روزمره بلند کرده و حوزه توجه تان را از آنچه که به آن مشغول هستید فراتر برده و آن را افزایش می دهید. در این حالت شما در مورد نحوه انجام امور و کارها به طرح سؤالات راهبردی تر دست می زنید و فرضیات را به چالش می گیرید. شما اطلاعات پیچیده و بعضاً مبهم را گردآوری کرده و آن را تحلیل می کنید. و این بینش حاصل شده را برای انتخاب درست و صحیح پاره ای از اقدامات، مورد استفاده قرار می دهید. در تفکر استراتژیک مهم است که نگاه شما بلند مدت باشد. یعنی آنچه که می خواهید در آینده برای تان رخ دهد را از اکنون تعیین کرده باشید. این موضوع می طلبد که همواره رو به جلو نگاه کرده و برای خود اهدافی را معین کنید (اوکماس27، 2013).
مفهوم استراتژی ابتدا به معنای فن هدایت، تطبیق و هماهنگ سازی نیروها جهت نیل به اهداف جنگ در علوم نظامی بکار گرفته شد (فوزی28، 2009). در جای دیگر استراژی بدین شکل تعریف میشود: مجموعه ای از اهداف اصلی و سیاستها و برنامه های کلی به منظور نیل به این اهداف است به گونه ای که قادر به تبیین این موضوعات باشد که در چه نوع سازمانی فعالیت می کنیم و یا می خواهیم چه فعالیت کسب و کاری نماییم (پنگ29، 2008). الگویی بنیادی از اهداف فعلی و برنامه ریزی شده، بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با بازارها، رقبا و دیگر عوامل محیطی است. طبق این تعریف یک استراتژی باید سه چیز را مشخص کند:
1. چه اهدافی باید محقق گردد.
2. روی کدام صنایع، بازارها و محصولها باید تمرکز کرد.
3. چگونه برای بهره برداری از فرصتهای محیطی و مواجهه با تهدیدهای محیطی به منظور کسب یک مزیت رقابتی منابع تخصیص یابد و چه فعالیتهایی انجام گیرد (راپس30، 2014).
آنچه که یک استراتژی را اثربخش می سازد و سبب تمایز بین استرتژی ها و استراتژها با یکدیگر می شود درونمایه اصلی آن است. درونمایه اصلی استراتژی به تشحیص فرصتها و چگونگی بهره برداری از آنها باز می گردد. استراتژی موضوعی در کنار دهها موضوع دیگر سازمان نیست استراتژی موضوعی محوری است که جهت گیری همه برنامه ها دیگر را تعیین می کند (پارت31، 2013). استراتژی یک برنامه واحد و همه جانبه است و تعریف دیگری هم از استراتژی که می توان ارائه کرد، تلفیقی است که محاسن یا نقاط قوت اصلی سازمان را با عوامل و تغییرات محیط مربوط می سازد و به نحوی طراحی می شود که با اجرای صحیح آن از دستیابی به اهداف اصلی سازمان اطمینان حاصل شود (کوک32، 2013).
نظریه پردازن علم مدیریت، استراتژی را چگونگی تخصیص مطلوب منابع کمیاب، جهت رسیدن به اهداف اقتصادی تعریف کرده اند. استراتژی تعیین کننده زمینه های فعالیت در محیطی پیچیده و پویا و ابزاری است که به عنصر انسانی در یک نظام سازمانی حیات بخشیده و افراد را به حرکت وا می دارد (پروکتر33، 2008). در تعریفی دیگر (جین34، 2009). استراتژی را به شکل جامع و معنادار توضیح داد، معتقد است، که هر قدر بین اهداف و فعالیتهای فعلی سازمان سازگاری بیشتری وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگتر و منظم تر خواهد بود. کاندولا35( 2007) استراتژی را به این صورت تعریف می کند: استراتژی عبارت است از یک طرح واحد، همه جانبه و تلفیقی که نقاط قوت وضعف سازمان را با فرصتها و تهدیدهای محیطی مربوط ساخته و دستیابی به اهداف اصلی سازمان را میسر می سازد. میلر36 (2009) می گوید: استراتژی عبارت است از الگوی منظورها، مقاصد، اهداف، خط مشیهای اصلی و طرحهایی جهت دستیابی به اهداف. تعریف کوتاهی راجع به استراتژی ارائه داده است. از نظر وی استراتژی عبارت است از الگوی به جریان انداختن تصمیمات. در حال حاضر نیز در زبان فارسی واژه استراتژی را از نظر لغوی راهبرد معنی می کنند.
2-2-1-3-اصطلاحات کلیدی در مدیریت استراتژیک
استراتژیست ها: افرادی که مسئول موفقیت یا شکست سازمان می باشند و دارای عنوانهای مختلف شغلی مثل مدیرعامل، رئیس، مالک، رئیس هیئت مدیره، مدیر اجرایی، رئیس دانشگاه یا موسسه کارآفرین و… در هر سازمان می باشند. استراتژیست ها دارای سه مسئولیت اصلی هستند که عبارتست از:
1. ایجاد بستری برای تغییر
2. ایجاد تعهد و احساس مالکیت
3. ایجاد توازن بین ثبات و نوآوری
استراتژیست ها به سبب فلسفه های شخصی به برخی از استراتژیها هیچگونه توجهی ندارند و از نظر نگرش، ارزش، اصول اخلاقی، خطر پذیری، توجه به مسئولیتهای اجتماعی، توجه به نوآوری و هدفهای بلندمدت یا کوتاه مدت و شیوه های مدیریت با هم متفاوتند (اوسلند37، 2007).
فرصتها و تهدیدهای خارجی: مقصود از فرصتها و تهدیدات خارجی، رویدادها و روندهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بوم شناسی، محیطی، سیاسی، قانونی، دولتی، فن آوری و رقابتی است که می توانند درآینده به میزان زیادی به سازمان منفعت یا زیان برسانند و به میزان زیادی نیز خارج از کنترل سازمانها هستند (پروکتر، 2008).
هدفهای بلند مدت: دوره های بلند مدت که معمولا بیش از یکسال است وتعیین هدفهای ضروری آن از جمله ملزومات موفقیت سازمان و تعیین کننده مسیر می باشد. این اهداف به صورت نتیجه های خاصی است، که سازمان می کوشد در تأمین مأموریت خود بدست آورد (رولینسون38، 2012).
استراتژی ها: ابزاری هستند که شرکت به آن وسیله به هدفهای بلند مدت خود دست می یابد (راس39، 2009).
هدفهای سالانه: این اهداف نیز از هدفهای کوتاه مدتی هستند که باید قابل لمس باشند و به صورت کمی قابل قیاس بوده و چالشگر واقعی و سازگار با هدفهای اولویت بندی شده باشد ( کوهن40، 2010).
سیاستها: ابزاری هستند که می توان به وسیله آن به هدفهای سالانه دست یافت و مقصود از آن، رهنمودها، مقررات و رویه هایی است که برای دستیابی به هدفها اعلام و رعایت می شود ( سنج41، 2014).
2-2-1-4-مزایای مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می دهد که به شیوهای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیتهایش به گونه ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنشها، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد. از نظر تاریخی، منفعت اصلی مدیریت استراتژیک این بوده است که به سازمان کمک می کند از مجرای استفاده نمودن از روش منظم تر، معقولتر و منطقی تر راهها یا گزینه های استراتژیک را انتخاب نماید و بدین گونه استراتژیهای بهتری را تدوین نماید (وچیو42، 2009).
تردیدی نیست که این یکی از منافع اصلی مدیریت استراتژیک است ولی نتیجه تحقیقات کنونی نشان می دهد که این فرایند می تواند در مدیریت استراتژیک نقش مهمتری ایفا کنند. مدیران و کارکنان از طریق درگیرشدن در این فرایند خود را متعهد به حمایت از سازمان می نمایند. یکی دیگر از مهمترین منافع مدیریت استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان می شود. یکی از منافع بزرگ مدیریت استراتژیک این است که موجب فرصتی می شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود. تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می شوند در فرآیندهای تصمیم گیری مشارکت کنند، خلاقیت، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثر بخشی آنها افزایش خواهد یافت (وکون43، 2008).
2-2-1-5-الگوی جامع مدیریت استراتژیک
می توان به وسیله یک الگوی جامع فرایند مدیریت استراتژیک را به بهترین شکل مورد مطالعه قرارداد. البته این الگو موقعیت را تضمین نمی کند ولی برای تدوین استراتژی ها و اجرا و ارزیابی آن روش روشن علمی ارائه می نماید. فرآیند مدیریت استراتژیک را می توان به چهار مرحله تقسیم کرد: تحلیل وضعیت، تدوین استراتژی، اجرای استراتژی، ارزیابی استراتژی (لشکر بلوکی، 1391: 39).
2-2-1-5-1-تحلیل وضعیت
* اهداف بلندمدت، مأموریت سازمان (علت وجودی و اینکه چه هستیم)، چشم انداز سازمان (چه میخواهیم باشیم)
* تجزیه و تحلیل محیط داخلی و قابلیتهای سازمان
* تجزیه و تحلیل محیط خارجی ( اتابکی و مظفری، 1393: 45).
2-2-1-5-2-تدوین استراتژی
در تدوین استراتژی باید ابتدا مجموعه استراتژیهای قابل استفاده را لیست کرده و سپس با استفاده از مدلهای مختلفی که در بحثهای مدیریت استراتژیک آمده است و با توجه به نتایج بدست آمده در تحلیل وضعیت که در مرحله اول آمده است استراتژی برتر را انتخاب میکنیم. در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده پائین سازمان را نیز مشارکت داد تا در آنها ایجاد انگیزش کند. تدوین استراتژی نیازمند شناخت است: 1- شناخت محیط 2- شناخت کسب و کار 3- شناخت سازمان. شناخت باید بر مبنای واقعیتهای عینی باشد نه تصورات ذهنی. علل عمده شکست استراتژی بنا کردن آن برمبنای تصورات ذهنی می باشد (آقازاده، 1390).
2-1-5-3-اجرای استراتژی
برای اجرای استراتژیها باید از ابزار زیر بهره گرفت:

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید