پرسشنامه هویت شخصی احمدی …………………………………………………………………………………………103
چکیده به زبان انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………….105
عنوان به زبان انگلیسی
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیرآموزش گروهی به شیوه عقلانی هیجانی رفتاری بر کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی دانش آموزان نوجوان خوابگاههای شبانه روزی میباشد.روش پژوهش: به این منظور یک خوابگاه شبانه روزی دخترانه شهرستان مشهد به صورتتصادفی ساده انتخاب شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان نوجواندختر خوابگاهی در شهرستان مشهد بودند .نمونه شامل40 نفراز دانش آموزان نوجوان بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) گمارش شدند.گروه آزمایش ، درمان عقلانی هیجانی رفتاری را به مدت نه جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. . ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه شادکامی آکسفورد وهویت شخصی احمدی می باشد. یافته های پژوهش با استفاده از آزمونکواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و حاکی از آن است که آموزش گروهی به شیوه عقلانی هیجانی رفتاری به گونه ای معنادار به کاهش بحران هویت وافزایش شادکامی منجر شده است.
واژه های کلیدی:آموزش گروهی به شیوه عقلانی- هیجانی- رفتاری ، شادکامی، بحران هویت.
مقدمه.1-1
سلامت نوجوانان پیش شرط سلامت و توسعه آینده بشریت است.هویت1محوریت سلامت نوجوانی و تحت تاثیر مجموعه عواملی است که بر سلامت نیز موثرند.تامین سلامت نوجوان در گرو تشکیل هویت1مطلوب است.نوجوانان به منزله آینده و فرداهایی که می توانند روشن یا تیره باشند، همین امروز نیازمند برنامه ریزی هستند. زودرنجی ،افسردگی ،اضطراب و پرخاشگری در بیشتر نوجوانان به چشم می خورد و از آنجائیکه نه خانواده ی خسته و کم حوصله و نه اولیاء مدرسه توجهی به ویژگیها و خواست نوجوانان دارند، آمار جرائم دانش آموزان دبیرستانی بسیار بالا و از بی احترامی به قوانین مدرسه تا جرائم جدی و مهمی چون دزدی و اعتیاد متغیر است(پرویزی،احمدی ونیکبخت نصرآبادی،1384)
هنگامی جامعه سالم و متعادلی خواهیم داشت که افراد بتوانند با برخورداری از سلامت روان در عرصه های اجتماعی به فعالیت بپردازند.انسان در هر نقطه از جهان با کسب آگاهی ها و مهارت های ویژه قادر خواهد بود راه برون رفتنی از تنگناهای فردی و اجتماعی خود را بیابد.از آنجا که هر اجتماعی فرهنگ،قوانین،کاستی ها و اختلالات خاص خود را دارد؛بررسی،شناخت،راه حل ها و درمان های مخصوص به خود را نیز می طلبد.دوره نوجوانی یکی از مهمترین و در عین حال خطرناک ترین مراحل زندگی است، بنابراین به جای ارائه ی اطلاعات خام درباره باید ها و نباید ها و ارزش ها و ضد ارزش ها ، مهارت برخورد با موقعیت های مختلف خصوصا موقعیت های پرخطر را باید به نوجوان آموخت.او باید مجهز به مهارت های کافی نظیر تفکر نقادانه، حل مسئله،تصمیم گیری و یا برخورد قاطعانه با دیگران باشد(غرابی،1387).
جامعه و به شکل کلی ،خانه،مدرسه،جمع دوستان هم سن و سال ،رسانه ها ،باشگاه های ورزشی و غیره به شکل خاص فضای در برگیرنده نوجوان را تشکیل می دهند. می توان گفت که نحوه اندیشیدن یک نوجوان ،نگرش وی به زندگی ،آمال و آرزوهای وی،ترس ها ،نگرانی ها ،هویت و بسیاری از خصوصیات او متاثر از شرایط پیرامون و مهارت هایی است که در طی زندگی کسب کرده است.یکی از مهم ترین تکالیف هر نوجوان هویت یابی است.نوجوان با ورود به این دوره بایستی به شناخت یکپارچه و مطمئنی از جهات مختلف در مورد خود دست یابد.تا با اطمینان هر چه بیشتر به خود و امیدبه آینده ای روشن پا به دوران بزرگسالی گذاشته و سلامت روان او تامین شود(صداقتیان،1389).
شادکامی به چگونگی ارزیابی مردم از زندگی خود اشاره دارد و متغیر هایی چون رضایت از زندگی، رضایت از وضع زناشویی، رضایت از کار، نبود افسرد گی و اضطراب و وجود عواطف و خلق مثبت را شامل می شود. ارزیابی شخص از خود ممکن به شکل شناختی باشد، مثلا هنگامی که شخص بطور کلی در مورد رضایت از زندگی خود یا جنبه هایی از زندگی مانند تفریحات به قضاوت آگاهانه می نشیند. ارزیابی شخص ممکن است عاطفی نیز باشد(تجربه ی هیجانات و خلقیات ناخوشایند وخوشایند مردم در رویارویی با زندگی خود). بنابراین، گفته می شود که اگر شخص رضایت از زندگی و اغلب خوشی را تجربه کند و فقط گاه گاهی که به هیجاناتی مثل غمگینی و خشم دچار شود، دارای شادکامی بالا خواهد بود برعکس اگر از زندگی خود ناراضی باشد و خوشی و علاقه اندکی را تجربه کند و به هیجانات پیوسته منفی مثل خشم و اضطراب دچار باشد، دارای شادکامی پایینی است(دنیر و بیسواس1 2000 به نقل از مظفری و هادیانفر1383 )
نوجوانان خوابگاهی دختردر طول دوران تحصیل و در محیط های خوابگاهی به دلیل دور بودن از خــانواده، داشتن احساس دلتنگی و کسالت ، عقاید و باورهای ناکارامد وجود انواع تنش ها و عدموجود امکانات تفریحی و برنامه های متنوع پرورشی ، می توانند مسائل و مشکلات روحی و روانی بسیاری، مخصوصا بحران هویت و شادکامی پایین را تجربه نمایندمداخلات روانی که می توان هم درافزایش شادکامی هم در بهبود مولفه های بحران هویت22از آنها استفاده کرد عبارتند از:درمانهای رفتاری ،شناختی،روانکاوی،وجودی، گشتالتی و…آموزش گروهی به شیوه عقلانی هیجانی رفتاری نوع آموزش بکار برده شده در تحقیق حاضر می باشد که در این روش ،با شناسایی افکار غلط،غیر منطقی و منفی که سبب هیجان ها ورفتارهای منفی هستند، و همچنین بوسیله تغییر دادن آنها ، می توان مشکلات افراد گروه را کاهشداد.
1-2. بیان مسئله
در چند دهه اخیر، پیشگیری از اختلال های روانی کودکان و نوجوانان در شمار اولویت های اغلب کشورها قرار گرفته است. چنین توجهی نشان می دهد که ناتوانی کودکان و نوجوانان در مواجهه با چالش های تحولی روبه افزایش است، افزایشی که نه تنها رنج و درد در کودکان، نوجوانان و خانواده های آنها را در پی دارد، بلکه بار سنگینی را بر جوامع تحمیل می کند( دادستان، 1388).
انتقال از نوجوانی به جوانی، یعنی زمانی که شخص به یک فرد مستقل تبدیل می گردد، با تشکیل هویت همراه است و مهمترین موضوع مرحله آخر نوجوانی رسیدن به هویت شخصی می باشد. برای بیشتر نوجوانان تشکیل هویت احتمالاً به معنای رویارویی با یک سری کوشش ها و تکاپوهای نسبتاً کوچک است. (پوردهقان، 1383).
مطالعاتی در زمینه رشد هویت وجود دارد که تفاوت های فردی مهمی را در رفتار و ویژگیهای فردیتی بین دانش آموزان دبیرستانی آشکار ساخته است. این یافته ها نشان می دهند که دانش آموزانی که در اندازه گیری هویت نمره بالای میانگین می آورند موفق تر، قابل اعتمادتر، سازگارتر، خودکارآمدتر و از لحاظ فردیتی منسجم تر (بهداشت روانی بالاتر) از دانش آموزانی هستند که نمره هویت آنها پایین تر از حد متوسط است(عبدی زرین،ادیب راد ویونسی، 1389)
نوجوانانی که ارزش های پذیرفته شده توسط خود را که مبنای رشد هویت مثبت برای آنها بوده درونی کرده اند از افرادی که واجد هویت منفی هستند یا هنوز اتخاذ نکرده اند، از سلامت روانی بیشتری برخورد دارند. (کشاوزی ارشدی، 1388).به عقیده اریکسون1، نوجوانان در جوامع پیچیده دچار بحران هویت می‌شوند یعنی یک دوره موقتی سر در گمی و پریشانی که قبل از به توافق رسیدن در مورد ارزشها و اهداف، آن را تجربه می‌کنند.(لورا ای برک2،2001، ترجمه سید محمدی ،1384).تشکیل هویت شخص ممکن است فرایند مستمری باشد که در تمام عمر صورت ‌گیرد(مک آدامز32001،ترجمهسید محمدی،1386).
Erikson 1.

2. Laura E Berk
3. McAdams
چند پژوهش روی زمان بحران هویت تمرکز کرده‌اند. اریکسون معتقد بود که بحران هویت در حدود 12 سالگی آغاز می‌شود و تقریبا در 18 سالگی به طریقی حل می‌شود. با این حال، بحران هویت در برخی افراد ممکن است تا مدتها بعد روی ندهد. در یک تحقیق، بیش از 30 درصد آزمودنی‌ها تا 24 سالگی هنوز در جستجوی هویت بودند.(آرچر1، 1982، ترجمهسید محمدی،1386)
دخترها در زمینه هویت مرتبط با صمیمیت، مانند مسائل جنسی و اولویتهای خانواده در برابر شغل، تعقل پیشرفته‌تری از پسرها نشان می‌دهند. غیر از این مورد فرایند و زمان‌بندی شکل‌گیری هویت در هر دو جنس یکسان است.(آرچر1 و واترمن2، 1994 ترجمه سید محمدی ،1384)
کاهش و یا حذف بحران هویت به تنهایی نمی تواند موجب کاهش مشکلات روحی روانی ای که نوجوانان خوابگاهی تجربه می کنند، گردد.اگر بتوان در کنار کاهش یا حذف بحران هویت میزان شادکامی آنان را نیز افزایش دهیم، امید بیشتری خواهیم داشت که از مسائل و مشکلات روحی، روانی و تحصیلی نوجوانان خوابگاهی کاسته و بر انگیزه پیشرفت، رضایت از زندگی و عواطف مثبت آنان افزوده گردد. شادکامی بر نگرش و ادرکات شخصی مبتنی است و بر حالتی دلالت می کند که مطبوع و دلپذیر است واز تجربه ی هیجانهای مثبت و خشنودی از زندگی نشئت می گیرد(آرگایل3 به نقل از نصوحی 1383 ).
شادکامی به چگونگی ارزیابی مردم از زندگی خود اشاره دارد و متغیر هایی چون رضایت از زندگی، رضایت از وضع زناشویی، رضایت از کار، نبود افسرد گی و اضطراب و وجود عواطف و خلق مثبت را شامل می شود. ارزیابی شخص از خود ممکن به شکل شناختی باشد، مثلا هنگامی که شخص بطور کلی در مورد رضایت از زندگی خود یا جنبه هایی از زندگی مانند تفریحات به قضاوت آگاهانه می نشیند. ارزیابی شخص ممکن است عاطفی نیز باشد(تجربه ی هیجانات و خلقیات ناخوشایند وخوشایند مردم در رویارویی با زندگی خود). بنابراین، گفته می شود که اگر شخص رضایت از زندگی و اغلب خوشی را تجربه کند و فقط گاه گاهی که به هیجاناتی مثل غمگینی و خشم دچار شود، دارای شادکامی بالا خواهد بود برعکس اگر از زندگی خود ناراضی باشد و خوشی و علاقه اندکی را تجربه کند و به هیجانات پیوسته منفی مثل خشم و اضطراب دچار باشد، دارای شادکامی پایینی است(دنیر و بیسواس 2000 به نقل از مظفری و هادیانفر 1383 ).
1..Archer
2.Waterman
3.Argail
به نظر می رسد نوجوانان خوابگاهی ای که از بحران هویت و شادکامی پایین رنج می برند، باور ها و عقاید ناکارآمدی را در فکر خود پرورش داده اند. بنابراین می توان با قرار دادن آنها در فرایند آموزش گروهی به شیوه هایی که به بازسازی شناختی شان کمک می کند به درمان این مسائل پرداخت.یکی از قدیمی ترین درمان های شناختی که گرایش رفتاری دارد، درمان عقلانی، هیجانی آلبرت الیس است که اکنون رفتار در( عقلانی – هیجانی) REBT)1 نامیده می شود.
رفتار درمانی عقلانی – هیجانی سعی دارد فرایند های(فکر ناسازگارانه ی درمانجو را تغییر دهد که پاسخ های هیجانی ناسازگارانه و بنابراین رفتار به آنها وابسته هستند. تکلیف رفتار درمانی عقلانی – هیجانی این است که نظام عقیدتی و خود سنجی های فرد را بازسازی کند، مخصوصا با توجه به (باید ها) و (حتماها)ییکه اجازه نمی دهند فرد احساس ارزشمندی مثبت و زندگی رضایت بخش و خشنود کننده ای داشته باشد.( باچر2، مینکا3، هولی4، 2007 ،ترجمه سیدمحمدی،1388).
آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری می خواهد که اعضای گروه را به ابزاری مجهز کند که احساسات ناسالم را کاهش داده یا محدود کند بطوری که بتوانند زندگی رضایت بخش تری داشته باشند. برای دستیابی به این اهداف، به مراجعان راههای عملی برای شناسایی افکار و باور های درست را نشان می دهند تا بصورت نقادانه این باور ها را ارزیابی کنند و یا به باور های سازنده آنها را تغییر دهند .
آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری می خواهد که اعضای گروه را به ابزاری مجهز کند که احساسات ناسالم را کاهش داده یا محدود کند بطوری که بتوانند زندگی رضایت بخش تری داشته باشند. برای دستیابی به این اهداف، به مراجعان راههای عملی برای شناسایی افکار و باور های درست را نشان می دهند تا بصورت نقادانه این باور ها را ارزیابی کنند و یا به باور های سازنده آنها را تغییر دهند .
1. Rational Emotive Behavior Therapy
2.Bucher
3,Mineka
4.Hooley
حال با توجه به اینکه نوجوانان خوابگاهی دختر در طول دوران تحصیل و در محیط های خوابگاهی می توانند مسائل و مشکلات روحی و روانی بسیاری، مخصوصا بحران هویت و شادکامی پایین را تجربه نمایند و آموزش گروهی به شیوه عقلانی، هیجانی، رفتاری می تواند موجب تغییر باورهای ناکارآمد، پاسخهای هیجانی ناسازگارانه و رفتارهای وابسته به آن گردد، پژوهش حاضر به منظور کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی آنان انجام خواهد گرفت. در این راستا پرسش اصلی پژوهش حاضر به این شرح است:
آیا آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری می تواند موجب کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی در نوجوانان خوابگاهی دختر گردد؟
1-3. اهمیت و ضرورت پژوهش
ضرورت طرح هویت از آنجا ناشی می شود که بسیاری از مشکلات جوانان در کشور ما و سایر کشورهای جهان ، به دلیل مشکلات هویت است. هویت یابی یکی از نیازهای اساسی آدمی است. با اندکی تامل در ادیان الهی و مکاتب مشرق زمین که آثار آن را در نظریه روانشناسانی مانند راجرز1 می بینیم، ضرورت خودشناسی و درک کامل از هدف و مقصد و سیر آفاق و انفس مطرح شده است. هدف این جستجوها رسیدن به مفهومی از خود و پایبندی به روشهای انتخابی است. و این دو موضوع (جستجو و تعهد به انتخاب خود) دو عنصر اساسی هویت یابی است. بررسی تحقیقات نشانگر آن است که افراد به کمک هویت است که به تدوینی از خویشتن می رسند که اگر این تعریف با واقعیت اجتماعی آنان در تعارض باشد حالت هایی مثل عدم پختگی، فشار روانی، مشکلات رفتاری و تحصیلی و غیره را تجربه می کنند. (بهاری و فرکیش، 1388).
1.Rogers
امروزه، از خود بیگانگی ،معمای بزرگ و معضل فکری اندیشمندان و نویسندگان نام آور می باشد.به گفته”اریک فرم1″ از زمان “دکارت” تاکنون هویت فرد از بزرگترین مشکلات فلسفه جدید بوده است.تعبیری که امروز ابرای “از خود بیگانگی2″ به کار می رود”فقدان هویت” است،که به عقیده اریکسون ،مفهوم “بحران هویت” گویاتر و جامع تر است.اگر توجهی به آثار ،پیامدها و نتایج ناگوار”فقدان هویت” داشته باشیم و از عمق رنج و دردی که جوانان بی هویت احساس می کنند،آگاه شویم می بینیم که بخش قابل توجهی از افسردگی ها ،پوچی و درون تهی شدن ها و روزمرگی ها نتیجه منطقی بی هویتی است( شرفی ،1380).
هویت یابی از مهم ترین تکالیف هر نوجوان است و نوجوان با ورود به این دوره بایستی به شناخت یکپارچه و مطمئنی از جهات مختلف در مورد خود دست یابد ،تا با اطمینان هر چه بیشتر به خود و امید به آینده ای روشن ،پا به دوران بزرگسالی گذاشته و سلامت روانی او تامین شود(صداقتیان،1389).
هال33و براسارد(2008) به نقل از مجد آبادی فراهانی ، فرزاد،شهرآرایو مرادی،(1390) می نویسد در اوایل دوره نوجوانی ، یک رشته تغییرات جسمانی ، بین شخصی و دورن شخصی آغاز می شود.یکی از این تغییرات ، آغاز جستجوی فعال یک شخصیت متمایز است .از زمان نظریه پردازی اریکسوندر باب تحول روانی اجتماعی، تحول هویت تکلیف روانی اجتماعی بنیادی در دوره نوجوانی قلمداد شده است. شوارتز4 (2005)به نقل از زارع(1391) نیز بیان می کنند در دوره نوجوانی ، نه تنها شکل گیری روندهای تحولی مثبت همچون یک هویت منسجم آغاز می شود ، بلکه رفتارهای مشکل آفرین نیز معمولا ظاهر می شوند و افزایش می یابند.
فرانکن(ترجمه شمس آبادی ، محمودی و امامی پور، 1384) می نویسد افراد افسرده و بی هویت زندگی را جعبه بزرگی می بینند که همه چیز در آن در هم ریخته است.وقتی یک چیز با ارزش در آن می شکند ،تمام چیزهای دیگر آن نیز می شکند.آنها در بدبختی خود غرق می شوند. یکی از ویژگی های اصلی آنها این است که درگیر تحلیل افراطی یا نشخوار ذهنی می شوند و احساس طرد شدگیوتنهایی می کنند. جهان را بسیار منفی برای خود خلق می کنند . تفکر افراد ا فسرده اغلب به تحریف های شناختی منجر می شود.
در حال حاضر یکی از اصلی ترین وظایف نوجوانان تحصیل می باشد، بحران هویت می تواند در این مسأله تاثیر گذار باشد. چنانچه افراد نتوانند هویت مناسب و موفق را کسب کنند، این مساله می تواند باعث خسارت در وقت و سرمایه گردد و در نتیجه باعث افت و ترک تحصیل شده، نهایت اختلال در رفتار و ناسازگاری اجتماعی و مشکلات عاطفی و روانی گردد(مداحی و همکاران، 1389).
شادکامی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در زندگی بشر است. انسانها بنابر سرشت و ماهیت وجودی خویش، همواره از افسرده بودن گریزانند و دوست دارند به سوی شاد بودن وزندگی کردن در حرکت باشند. بیش از یک قرن است که با پذیرش اصل شفا بخشی، طرح و بیان مشکلات، مراجعه به روان درمانگران به صورت امری متداول در آمده است اگر چه تمرکز بر آسیب شناسی روانی و کاربرد روش های مختلف درمان گری به کاهش نشانه های مرضی منجر می شود اما الزاماً افزایش شادکامی را که همچنان در فرآیند درمان مورد غفلت قرار گرفته در پی ندارد و این در حالی است که دستیابی به شادکامی هدف نهایی اغلب مراجعان است. بنابراین زمان آن رسیده که اصول پذیرفته شده پیشین درباره هدف های روان درمانگری بازنگری شوند. باید قبول شود که روان درمانگری به بررسی، بحث و تخفیف نشان های مرضی و یا درمان اختلال ها محدود نمی شود بلکه در چهار چوب آن باید نقطه های قوت کشف شود. هیجانهای مثبت پرورش یابند، حق شناسی و خوش بینی ترغیب شوند. هرگز نباید پیامدهای روان درمانگری را با کاهش نشانه های مرضی متعادل دانست بکله باید ارتقاء کیفیت زندگی در ارزیابی پیامدهای درمان گنجانده شود( رشید14، 2009 به نقل از سعادت، 1390)
این مهم در مورد نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، نوجوانی علاوه بر تعریف ظاهری اش که به یک دوره سنی خاص اشاره دارد، معانی متعددی را با خود یدک می کشد.
نوجوان بسیار کنجکاو، تحلیل گرا و آرمان طلب است و سرشار از صفاتی چون آسیب پذیری، ماجراجویی، خود محوری و شکوفایی و شکنندگی، سردرگمی و طغیان می باشد(اشنایدر2، 1386 به نقل از سعادت، 1390).
حال با توجه به اینکه نوجوانی حساس ترین و بحرانی ترین دوره زندگی انسان است و در واقع در این دوره کسب هویت در مقابل سردرگمی نقش ایجاد می شود و نوجوانان با چالش های مختلفی در ارتباط با دوستان، خانواده، جامعه و مدرسه روبرو می شود،ودور بودن از خانواده ، داشتن احساس دلتنگی و کسالت ، عدم وجود امکانات تفریحی و برنامه های متنوع پرورشی در محیط های خوابگاهی، منجر به کاهش شادکامی و افزایش بحران هویت می شود، در این پژوهش با در نظر گرفتن اینکه آموزش گروهی تاثیر بسیار مناسبی در افزایش توانمندی روانی و کسب مهارتهای مختلف زندگی در نوجوانان دارد و درمان عقلانی – هیجانی- رفتاری با تغییر باورهای ناکار آمد و کاهش هیجانها و رفتارهای ناسازگارانه باعث افزایش احساس شادکامی و کاهش بحران هویت می شود و از طرفی چون تاکنون در ایران برروی افزایش شادکامی نوجوانان خوابگاهی کاری انجام نشده همچنین تاکنون کارساختار یافته ای در زمینه تاثیر درمان عقلانی – هیجانی- رفتاری بر روی نوجوانان خوابگاهی در زمینه بررسی میزان بحران هویت صورت نگرفته است تصمیم به انجام طرح تحقیقاتی و بررسی اثرات آن بر روی نوجوانان گرفته شد.
1-4. اهداف پژوهش
1-4-1. هدف کلی :
بررسی اثر بخشی آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری بر کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی نوجوانان خوابگاهی دختر.
1-4-2. اهداف اختصاصی :
الف – بررسی اثر بخشی آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری بر کاهش بحران هویت نوجوانان خوابگاهی دختر.
ب – بررسی اثر بخشی آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری بر افزایش شادکامی نوجوانانخوابگاهی دختر.
1-5.فرضیه های پژوهش
فرضیه 1: آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری موجب کاهش بحران هویت نوجوانان خوابگاهی دختر می شود.
فرضیه 2: آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری موجب افزایش شادکامی نوجوانان خوابگاهی دختر می شود .
1-6. تعاریف نظری و عملیاتی
((آموزش گروهی))
تعریف نظری : آموزش گروهی یک فرایند کمکی است که هدف آن، راهنمایی افراد به شناخت هر چه بهتر رفتار خود و دیگران است. این جریان می‌تواند متوجه یک مشکل ویژه، الگوهای زندگی، هویت یابی و یا ترکیبی از اینها بودهباشد.(کوهن1، 1983)
تعریف عملیاتی : در اینجا منظور از آموزش گروهی به شیوه به شیوه ی عقلانی – هیجانی – رفتاری عبارت است از دوره ای 9 جلسه ای هر هفته 1 جلسه و هر جلسه به مدت 90 دقیقه برای تعامل بین اعضای گروه به منظور:
ایجاد ارتبط ،آشنایی با نظریات شناختی، آشنایی با بحران هویت و پیامدهای آن، آموزش برخی از مهارتهای شناختی ، تمرکز شناختی و به کارگیری عملی تکنیک ABC ، ارزیابی، آموزش و بکارگیری تکنیک حل مسئله، که بر طبق برنامه عملیات آموزش گروهی به شیوه عقلانی -هیجانی – رفتاری انجام می شود.
1.Bernard Cohn
((روان درمانی عقلانی – هیجانی – رفتاری))
تعریف نظری: شیوه ی درمانی منسوب به آلبرت الیس که اکنون رفتار درمانی عقلانی – هیجانی (REBT) نامیده می شود. رفتار درمانی عقلانی – هیجانی سعی دارد فرایند های فکر ناسازگارانه ی درمانجو را تغییر دهد که پاسخهای هیجانی ناسازگارانه و بنابراین رفتار به آنها وابسته هستند (باچر و همکاران ،2007 ،ترجمه سید محمدی، 1388 ).
تعریف عملیاتی : در این پژوهش منظور از آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری عبارت است از دوره ای 9جلسه ای برای ایجاد تعامل بین اعضا به منظور زمینه سازی و رسیدن به کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی. این کار از طریق مواجهه سازی اعضا با یکدیگر و با مسائل درونی شان توسط درمانگر و سایر افراد گروه انجام می شود.
((بحران هویت))
تعریف نظری: یک دوره موقتی سردرگمی و پریشانی برای نوجوانان که قبل از به توافق رسیدن در مورد ارزشها و اهداف، آن را تجربه می‌کنند(برک، لوراای ،2001 ترجمه سید محمدی ،1384).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از بحران هویت نمره ای است که که شخص از پرسشنامه بحران هویت بدست می آورد و این نمره می تواند در محدوده ی بین حداقل 10 و حداکثر 30 باشد هر اندازه نمره بالا تر باشد نشان دهنده ی بحران هویت بالاتر است و بالعکس.
((شادکامی))
تعریف نظری: شادکامی بر نگرش شخصی و ادراکات شخصی مبتنی است و بر حالتی دلالت می کند که مطبوع و دلپذیر است و از تجربه ی هیجانهای مثبت و خشنودی از زندگی نشئت می گیرد. برای شادکامی باید چهار مولفه را در نظر گرفت : عاطفه مثبت، رضایت از زندگی، فقدان اضطراب و افسرد گی (آرگایل،1995 به نقل از نصوحی،احمدی وعابدی 1383).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از شادکامی نمره ای است که شخص از پرسشنامه شادکامی آکسفورد بدست می آورد و این نمره می تواند در محدوده ی حداقل 0 تا حداکثر 87 باشد. هر اندازه نمره بالاتر باشد نشان دهنده شادکامی بالاتر است و بالعکس.
((نوجوان خوابگاهی))
تعریف نظری: نوجوانی به دوره ای از رشد اطلاق می شود که بین کودکی و بزرگسالی است. به همین دلیل نوجوانی غالبا یک دوره ی انتقالی است. این دوره همراه با تغییرات عمده ی جسمانی، شناختی، اخلاقی و اجتماعی است که غالبا از حدود 12-11 سالگی شروع شده و در بسیاری از کشورهای صنعتی جوان در سن 20 سالگی خاتمه می یابد(احدی و جمهری 1377).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش نوجوان خوابگاهی کسی است که به دلیل عدم وجود مدرسه در محل زندگی اش مجبور به ادامه تحصیل و سکونت به شکل شبانه روزی در مدرسه ای است که مجهز به خوابگاه برای دانش آموزان می باشد و شامل نوجوانان دختر بین 15 تا 18 سال هستند که حداقل دارای تحصیلات سیکل می باشند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-1.مقدمه
درتمامی دیدگاه ها، انسان رکن اصلی است، مخصوصا وقتی صحبت از جامعه سالم می شود، نیروی انسانی حرف اول را می زند.و چنانچه مورد غفلت و بی مهری قرار گیرد جامعه نامطلوب خواهد بود، لذا آموزش و پرورش که نیروی متناسب با جامعه را فراهم می کند مهمترین رکن تلقی می شود همچنین شکل گیری جامعه مدنی در بدو امر در خانه صورت می گیرد ، برای نیل به جامعه مدنی متعادل ، آموزش و پرورش هماهنگ و پویا و همچنین خانواده های پایدار و دارای توازن روحی ضروری است.تجربه نشانگر این است که سلامت نظام اجتماعی و ثبات و پایداری آن به توانایی و آمادگی و سلامت افراد آن جامعه بستگی دارد.خانواده که همواره نقطه اتکای خوبی برای حل بسیاری از مشکلات روانی و درونی انسان و مشکلات اجتماعی جوامع بشری بوده ، از نظر نقش و کارکرد نسبت به گذشته بسیار محدود شده است و برخی از کارکردهای خود را به سایر موسسات واگذار کرده است.که از میان آن آموزش و پرورش متکلف انجام بسیاری از کارکرد های خانواده شده است.بنابراین آموزش و پرورش باید رفتار فرد را در ابعاد : عقلانی ، معنوی و اخلاقی ، اجتماعی ، عاطفی و بعد جسمانی تغییر دهد.باید توجه نمود که اگر کودکان و نوجوانان با برنامه های متناسب و مشخص پرورش نیافته و این مراحل را با موفقیت طی ننمایند بعنوان فردی مستقل از لحاظ عاطفی و اجتماعی نخواهند بود و در طی مراحل زندگی دچار مشکل شده و نمی توانند فرد موثری در جامعه باشند و دچار اختلالاتی از جمله افسردگی ، اضطراب ، بحران هویت، ناامیدی و …. می شوند.
تاکنون پژوهش ها و اقداماتی جهت افزایش شادکامی و کاهش بحران هویت از جمله استفاده از مشاوره های گروهی و فردی با رویکردهای مختلف صورت گرفته است.به نظر من آموزش به ویژه آموزش گروهی با رویکرد عقلانی هیجانی رفتاری می تواند بسیار مفید باشد.زیرا از این طریق مشکل کمبود مشاور و کثرت دانش آموزان مرتفع می گردد، از نظر هزینه و زمان نیز مقرون به صرفه است، علاوه بر مزایای ذکر شده دانش آموزان نیز در دسترسهستند و به راحتی می توان این کلاس های آموزشی را تشکیل داد.در این فصل از تحقیق ابتدا سعی شده است مفاهیم مرتبط با موضوع توضیح داده شود .سپس نمونه هایی از تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور که با موضوع مرتبط می باشند آورده شده است.
2-2.نوجوانی
ژان ژاک روسو ، نوجوانی را تولدی نو می داند ، فروید این دوره را تحت عنوان مرحله ی تناسلی ، پیاژه آن را مرحله صوری یا انتزاعی و اریکسون5هویت یابی در مقابل بی هویتی معرفی کردهاند(غرایی،1387)رایس1(2001،ترجمه فروغان، 1387) می نویسد نوجوانی مرحله گذر از کودکی به بزرگسالی است.در طی نوجوانی اولیه(12 تا 14 سال)بلوغ جنسی صورت می گیرد، و تفکر عملیاتی صوری آغاز می شود.نوجوانان رفته رفته در صدد کسب استقلال و جدایی از والدین بر می آیند، در این راستا تماس بیشتر و احساس تعلق خاطرومصاحبت نزدیکتری با همسالان را طلب می کنند.شکل گیری هویتی مثبت از تکالیف عمده روانی – اجتماعی در این مرحله است.نوجوانان در سالهای آخر نوجوانی (15 تا 19 سال) به انتخاب شغل ، تکمیل تحصیلات ، و ورود به دنیای کار می پردازند و روابط با جنس مخالف دوشادوش توانایی برقراری ارتباط دوستانه و صمیمی بادیگران در آنان شکل می گیرد.در این دوره نوجوان با دو مساله اساسی درگیر است: بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین و بزرگسالان و جامعه و بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل.رفتار فرد در این دوره گاه کودکانه و گاه همانند بزرگسال است.در طول این دوره معمولا تعارضی بین این دو نقش در فرد مشاهده می شود. نوجوانی ، رشد احساس “خود” به عنوان یک بزرگسال یا یک انسان مستقل و خود راهبر و رشد کنترل رفتاری خود در تعامل با جامعه است .نوجوانان باید ،هویت منسجمی نیز برای خود کسب کنند و پاسخ مشخص و اختصاصی به این سوالات دشوار و قدیمی بدهند که “من کیستم؟”، ” جای من در هستی کجاست؟” ، “از زندگی خود چه می خواهم؟” .این تغییر و تحولات و یافتن پاسخ نسبتا قطعی به این سوالات و دستیابی به هویت خود چند سال طول خواهد کشید.دوره نوجوانی از 12 سالگی تا 20 سالگی (سن متوسط دستیابی به استقلال و خودکفایی و شکل گیری هویت”خود”) در نظر گرفته شده است.این دوره به سه مرحله تقسیم می شود:
1- مرحله شروع یا فاصله گرفتن نوجوان از وضعیت پیشین:این مرحله و فاصله گرفتن بیشتر جنبه روانی دارد،کودکان محروم از عواطف گرم و دوستانه خانوادگی ، کودکان خانواده های آشفته ، کودکان خانواده های مستبد و کودکان مبتلا به محرومیت های فرهنگی و اجتماعی ممکن است این فاصله گیری طبیعی را تا اندازه ای گسترش دهند که مقدمه ناسازگاریها و دشواریهای شدید بعدی آنان بشود، اما کودکان عادی ، این فاصله تا آنجا گسترش می یابد که به کشف هویت و جنسیت و سایر جوانب رشد”خود” در آنانمنتهی شود.
-2مرحله میانی یا مرحله جدایی تدارکاتی:این مرحله هسته اصلی نوجوانی و مشکلات آن است، در این مرحله سطح عالیتری از ادراک “خود” را تجلی می دهد.این مرحله جدایی روحی ، فکری ، ارزشی و رفتاری است و زمینه های ذهنی استقلال را برای نوجوان فراهم می کند.در این مرحله انسجام جنبه های مختلف بدنی و جنسی و تصور از خویش به صورت هویت واحد شکل می گیردو پاسخگویی به سوال اساسی “من کیستم؟” به تدریج در ذهن نوجوان تحقق می یابد.نوجوانان متعلق به خانواده های از هم پاشیده و محیط های اجتماعی – فرهنگی ناسالم به دلیل فقدان شرایط مناسب برای شکل گیری هویت و شخصیت مطلوب دچار نابهنجاریها و انحرافها می شوند و در خطر ورورد به بزهکاریهای نوجوانی و یا سایر اختلالهای گوناگون شخصیتی قرار می گیرند.رشد هماهنگ نوجوان در تمام زمینه ها و شکل گیری هویت منسجم و مستقل ، ضرورتی انکار ناپذیر در تعلیم و تربیت این مرحله است.
3- ورود به مناسبات اجتماعی به صورت بزرگسال: نوجوانانی که ورود مجدد آنان به مناسبات اجتماعی به دلیل عدم انسجام هویت و کم تواناییهای خود آنان یا به سبب محدودیت ها و نارسائیهای بخش های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی با شکست مواجه می شود ، گرفتار ابهام و اغتشاش روحی و سرگردانی دوره جوانی خواهند شد(لطف آبادی،1380).
2-3.تاملی در معنا و مفهوم خود
رایس (2001،ترجمه فرغان، 1387) خود را درک فرد از ماهیت ، منش و فردیتش تعریف می کند.و خودپنداره ، دیدگاه فرد یا برداشت او از خودش است؛ یا به عبارت دیگر ، ” هویت خود فرض کرده ” ای است که در طول سال های بسیار شکل می گیرد.خودپنداره ، ادراک شناختی و نگرش افراد به خودشان و توصیف یا برآوردی است که از خود به عمل می آورند.یافته های پژوهشی نشان می دهد که خود با افزایش سن ، روز به روز ، متمایز تر می شود.وی می نویسد روث سترنگ1 (1957) نیز عقیده داشت که خود دارای چهار بعد اصلی است.نخست، خودپنداره کلی که شامل کل” ادراکات نوجوان از توانش ها ، موقعیت و نقش هایش در جهان خارج است.دوم خودپنداره های موقت ، که تحت تاثیر تجارب کنونی فرد هستند.وی همچنین خاطر نشان می کند لک ویک – گرجین2 و دکویک3 (1990) عقیده دارند.

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید